1.jpg
      برای پرواز کردن اول باید ایستادن ...

almoraqebat.jpg

 

 

 

               عنوان: المراقبات

             مولف: میرزا جواد ملکی تبریزی

این کتاب حاوی مطالبی نظری و عملی برای تهذیب و خودسازی است که برای ایام مخصوص(مانند ماه مبارک رمضان) نیز توصیه های خاص دارد. عارف بزرگ آیت الله ملکی تبریزی این کتاب را به زبان عربی نگاشته اند و ترجمۀ آن نیز در دسترس علاقمندان است. علما و عرفا؛ این کتاب را به افراد مختلف توصیه می کنند جهت خودسازی و استفاده از منابع صحیح اسلامی...

 
 
 
 
 

پیشینه نظری مفهوم مهندسی اجتماعی– فرهنگی ((گروه فرهنگ))

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

پیشینه نظری مفهوم «مهندسی اجتماعی– فرهنگی»
 
در ادبیات موجود علوم اجتماعی مطالب زیادی در باب مهندسی فرهنگی نداریم. وضعیت درباره همزاد مفهومی آن یعنی مهندسی اجتماعی اندکی بهتر است. اما این بدان معنا نیست که این بحث در علوم اجتماعی غریب و بی بنیان باشد. جامعه شناسان و متفکران اجتماعی در طول دو – سه قرن اخیر به اسماء و انحاء گوناگون از مهندسی فرهنگی – اجتماعی سخن گفته اند. اغراق نیست اگر تاریخ علوم اجتماعی مدرن را تاریخ سر برکشیدن و فرو افتادن اقسام مهندسی های فرهنگی و اجتماعی قلمداد کنیم . اساساً جامعه شناسی با دعوی الهیات و اخلاق دنیای جدید شکل گرفت و در طلب تأسیس علم سازماندهی جامعه بود. آگوست کنت به دنبال ایجاد یک گفتمان فلسفی یا انتقادی حاشیه ای نبود. او جامعه شناسی را معرفت علمی و اثباتی می دانست که باید مبنا و اساس ایجاد نظم اجتماعی جدید و رفع اختلال های موجود قرار گیرد. او در کتاب اصول سیاست اثباتی سعی در ایجاد یک نظم کلان اجتماعی بر پایه معرفت علمی خاص خود داشت و در سالهای آخر عمر با تأسیس دین انسانیت این اندیشه را به مرزهای نهایی خود رساند. اصلی ترین میراث دار کنت، امیل دورکیم نیز اگرچه به بلند پروازی های کنت علاقه ای نداشت اما برای جامعه شناسی، کارکردی اخلاقی- سیستمی در نظام اجتماعی قائل بود. کنت مشخصاً جامعه شناسی خود را در خدمت تثبیت و استحکام مبانی فرهنگی و نیازهای اجتماعی جمهوری سوم فرانسه ( که دل در گرو آن داشت ) قرار داده بود. ( کوزر، 1380 : 211 ) همچنان که کارل مانهایم- چهره سرشناس جامعه شناسی معرفت- در سالهای پس از جنگ جهانی از حوزه اصلی خود فاصله گرفت و به بحث برنامه ریزی اجتماعی، علاقه مند گردید. مانهایم که به آسیب ها و خطرات نهفته در نظام های دموکراتیک واقف گردیده بود، بر آن بود که برای جلوگیری از فعالیت های نامعقول توده های ناآگاه به برنامه ریزی اجتماعی نیازمندیم و از طریق این تفکر برنامه ریزی شده می توان جامعه سیاسی دموکراتیک را تحت نظارت سامانبخش درآورد.( همان ، 574) وی برنامه ریزی را هم صرفاً به حوزه اقتصاد مختص نمی دانست. بلکه به برنامه ریزی کلان اجتماعی بر مبنای دانش اجتماعی قائل بود . به اعتقاد او نه فقط رفاه مادی افراد، که آرامش روحی آنها نیز نیاز به برنامه ریزی اجتماعی دارد در همین راستا او از لزوم احیای کلیسا و توجه بیشتر به آموزش و پرورش سخن می گوید( همان : 575 ) به همین منوال می توان به جامعه شناسان و برنامه ریزان اجتماعی مارکسیست در شوروری اشاره کرد که به تبع سیاست های استالینیستی طرحهای کلان و متمرکز سازماندهی اجتماعی و فرهنگی را تدوین و تئوریزه می کردند. در مجموع تاریخ تحول علوم اجتماعی مملو از چهره ها و گفتمان هایی است که بر مبنای دانش نظری خود دعوی ایجاد و سازماندهی یک نظم اجتماعی مطلوب یا دست کم اصلاح وضع موجود را داشته اند. در عین حال، در میان متأخرین و اصحاب نظریه انتقادی و متفکران ما بعد تجددی می توان مخالفانی جدی برا ی مفهوم مهندسی فرهنگی – اجتماعی یافت . فی المثل اصحاب گفتمان مطالعات فرهنگی ( که سویه های چپ گرایانه دارند) مهندسی فرهنگی را مفهومی منفی و متعلق به اردوگاه سرمایه داری تلقی می کنند؛ به معنای استفاده از شیوه هایی که درناخودآگاه مصرف کنندگان به گونه ای تأثیر بگذارد که همواره مطیع و مصرف کننده باقی بمانند. ( آشنا, 1386) چهره های شاخص مکتب فرانکفورت نیز دیدی منفی به این مقوله داشتند. بسیاری از ایشان با به کارگیری اصطلاح " بازتولید" این بدبینی را اظهار می داشتند به اعتقاد آنان ساختارها و نهادهای فرهنگی جامعه را که در ظاهر خنثی و بی طرف و در خدمت کلیت جامعه هستند ، در حقیقت برای بازتولید نظم و مناسبات سرمایه داری استقرار یافته اند و در حال تربیت شهروندان مبادی آداب به نظم کاپیتالیستی هستند. بخش دیگری از مخالفت ها با مقوله مهندسی اجتماعی، فرهنگی از منتها الیه جناح مقابل یعنی نئولیبرال هایی چون پوپر و فردریش فون هایک صورت گرفته است . البته آنان به صورت مطلق و بی قید و شرط به مخالفت، با ایده مهندسی اجتماعی – فرهنگی برنخاسته اند. پوپر پیکان تیز خود را به سمت مهندسی های اجتماعی کلان و تمامیت گرا متوجه ساخته است . از نظر او هر تلاشی برای تحمیل مدل های کلان نظری به واقعیت عینی همواره یا به شکست می انجامد و یا به فاجعه! مهمترین استدلال او در این باره ریشه در فلسفه علم خاص وی، یعنی ابطال گرایی دارد. از آنجا که ما هیچ معرفت قطعی و نهایی درباره هیچ موضوعی نداریم، پس نمی توانیم طرح های کلان و همه جانبه را به ساحت اجرا وارد سازیم . با این حال پوپر از مهندسی اجتماعی، موضعی و مقطعی ( بر مبنای آزمون و خطا) در چارچوب ایده جامعه باز دفاع می کند. (شی یرمر، 1386: 169) ادامه دارد.
آخرین بروزرسانی ( دوشنبه ، 16 فروردين 1389 ، 14:05 )  

صفحه اصلی
واحد پژوهش
واحد آموزش
بانک مقالات
درباره ما
ارتباط با ما
لینک