امروزه و در آغاز قرن بیست و یکم، آینده پژوهی به عنوان یک علم و هنر که به قصـد دستیابی به تمام آنچه آیندۀ ممکن، محتمل و یا مرجح نامیده می شود، مطمح نـظر دولتها، سازمانها و به خصوص استراتژیست ها و برنامه ریزان قرارگرفته است.
نگاه اجمالی به ارشادات وتوصیه های شارع مقدس درخصوص عاقبت اندیشی، آینده نگری وشناخت وضعیت موجود برای ترسیم آینده مطلوب، همچنین شناسایی آنچه در فرایندها آسیب به شمار می آید، ضرورت این نوع پژوهش را بیشتر آشکار می سازد. یکی از عرصه های مهم آینـده پژوهی که رابـطۀ مستقیمی با پیشرفت و توسعۀ جوامع دارد آینده پژوهی و سیاستگذاری در زمینه آموزش وتربیت است. این گونه اندیشیدن، پزوهش در همۀ آنچه با دیــن، فرهنگ، صنعت و به طور کلی آموزش تخصصی وعمومی مرتبط می باشد را شامل می شود و از این رهگذر حوزه های علمیه و دانشگاهها- حوزه به عنوان خواستگاه اصلی دین پژوهی و فرهنگ سازی دینی و دانشگاه به عنوان تامین کننده زیر ساخت های صنعتی واقتصادی- می بایست در اولویت نخست آینده پژوهی مورد توجه صاحبنظران و اندیشه ورزان آینده قرار گیرد.
بیانات اخیر مقام معظم رهبری درخصوص اهتمام مدیران و اساتید حوزه و دانشگاه به آینده نگری، برنامه ریزی علمی، بازنگری درمتون آموزشی، توجه به نخبگان، بومی سازی علم، طراحی دانشگاه اسلامی ومهندسی فرهنگی کشور، موید این مطلب می باشد. لذا بر صاحبنظران است تا با نگاه واقعی به عوامل گذشته و وضعیت موجود و با بهره گیری از سه رویکرد تحلیلی (چه آیندههایی را میتوان ساخت؟)، رویکرد تجویزی یا هنجاری (چه آیندهای را باید ساخت؟) و رویکرد تصویرپردازی (آینده چگونه است؟)، آینده ای مطلوب را برای جامعه ترسیم نمایند.





