
مقوله فرهنگ دارای لایه ها و تقسیم بندی های متعددی می باشد . اما در یک تقسیم بندی شایع می توان آنرا در سه سطح بررسی کرد :
یکم – فرهنگ عمومی که شامل مجموعه نیازهای فرهنگی می شود که عموم و آحاد جامعه با آن روبرو بوده و مبتلا به آن می باشند. در واقع در این عرصه عموم مردم هم تولید کننده و هم مصرف کننده فرهنگ هستند. آداب معاشرت، نظم ، وجدان کاری، انضباط اجتماعی و ..... در این حوزه قرار می گیرند.
دوم . فرهنگ تخصصی . آن دسته از پذیرش ها و مصنوعات فرهنگی است که تولید کننده ومصرف کننده آن افراد محدودی از جامعه با دانش و تخصص بالاترند. انواع علوم و دانش ها در این دسته قرار می گیرند.
سوم . فرهنگ بنیادی . این را می توان عمیق ترین لایه از فرهنگ یک جامعه دانست . به عبارتی فرهنگ بنیادی مجموعه ای از امور و مفاهیم اساسی و زیربنایی است که امکان تحول و بالندگی در فرهنگ عمومی یا تخصصی را فراهم می کند. فلسفه ها و ارزش های اجتماعی را دراین حوزه می یابیم .
مطالعه فرهنگ در نسبت با هر سۀ این سطوح تعریف و تعیین می گردد. از سویی فرهنگ عمومی بیش از هر چیز با وجوه انضمامی و عینی زندگی جمعی مرتبط است فلذا دارای اهمیتی حیاتی تلقی می گردد. از سویی دیگر فرهنگ تخصصی نیز خود واجد ابزار های مفهومی و چارچوب های تحلیلی فهم و توضیح واقعیت فرهنگی و اجتماعی است. در نهایت هر تحلیل فرهنگی بدون عنایت به وجوه بنیادی آن و ارزش ها و آرمانهای محوری موجود در آن بی ثمر و عقیم خواهد بود. از همین جاست که برخی بزرگان بر این نکته تاکید می کنند که میزان تفوق فرهنگی یک جامعه نسبت به جوامع دیگر به میزان فهم فلسفی مردم آن جامعه از فلسفه خود بستگی دارد.





